محمد باقر سعيدى روشن

33

علوم قرآن ( فارسى )

اشاره شد ، وحى گيران الهى معارف خود را وابسته به نيروى قاهر غيبى دانسته ، خود را در اين مورد هيچ كاره و مقهور مىشمردند . آنان بر خود - به عنوان يك شخصيت انسانى - بىخبرىها بسته‌اند و هرگز هيچ نوع برترى و نبوغ خاصى جز دريافت و نقل پيام حق را نسبت نمىدادند . قُلْ لَوْ شاءَ اللَّهُ ما تَلَوْتُهُ عَلَيْكُمْ وَ لا أَدْراكُمْ بِهِ فَقَدْ لَبِثْتُ فِيكُمْ عُمُراً مِنْ قَبْلِهِ أَ فَلا تَعْقِلُونَ . « 1 » قُلْ لا أَقُولُ لَكُمْ عِنْدِي خَزائِنُ اللَّهِ وَ لا أَعْلَمُ الْغَيْبَ وَ لا أَقُولُ لَكُمْ إِنِّي مَلَكٌ إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا ما يُوحى إِلَيَّ . « 2 » وَ أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَيْكَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ عَلَّمَكَ ما لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ وَ كانَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكَ عَظِيماً . « 3 » اين سخن برگزيدگان الهى است كه بىانتساب به نيروى خدايى براى خود به طور مستقل هيچ ادعايى ندارند . در حالى كه تمام نوابع و مصلحان اجتماعى ، آگاهيها ، فرضيه‌ها و نظريه پردازىهاى ابتكارى خود را وابسته به فعاليتهاى ذهنى و كاركرد مغز خويش محسوب مىكنند و آنها را به نام خود به ثبت مىرسانند و راه وصول به آنها را مستند به مشاهدات تجربى و تنظيم و تنسيق عقلانى كه خود آن را سامان داده‌اند مىدانند . ثانيا : نبوغ و ظهور شخصيت باطنى همراه با محدوديت‌هاست . در حالى كه قلمرو وحى نبوى گستره‌اى فراخ دارد . صرف نظر از تكامل تدريجى دانش انسانى ، قلمرو آگاهيهاى نوابغ هرگز با معلومات پيامبران قابل مقايسه نيست . پيامبران اطلاعاتى گسترده از گذشته و حال و آينده عالم و آدم داشته و به طور ترديد ناپذير و شگفت انگيزى از آن گزارش داده‌اند . مجموعهء معلومات آنها كه يكباره بروز مىيابد ، تناسبى با خصيصهء نبوغ كه تدريجى و همراه با تجديد نظر و تكميل است ، ندارد و

--> ( 1 ) يونس / 16 . ( 2 ) انعام / 50 . ( 3 ) نساء / 113 .